مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

47

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

دربارهء على عليه السلام مىكند ، مطرح شد . عمر گفت : اى عبدالله ، كفاره بر تو باشد اگر از من پنهان كنى [ بگو ] آيا در دل او [ على ] ميلى به خلافت باقى ماند ؟ گفتم : بلى . گفت : آيا مىپندارد كه او تعيين شده از سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم است ؟ گفتم آرى ؛ بالاتر اين ، كه من از پدرم دربارهء ادعاى على عليه السلام پرسيدم و او تأييدش كرد . عمر گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفته‌هايى داشت كه هيچ دليلى را ثابت نمىكند و هيچ عذرى را پذيرفتنى نمىسازد . او گاهى در كارهايش توقف مىكرد و منتظر مىماند . . . در وقت بيمارى قصد داشت كه صريحاً به نام او [ على ] اشاره كند ولى من از روى دلسوزى و حفظ اسلام از آن جلوگيرى كردم . نه ، به خداى اين قرآن سوگند كه قريش بر آن توافق نمىكند ؛ و اگر او زمام امور را به‌دست گيرد ، همهء عرب شورش خواهد كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز دانست كه من از قصدش آگاهم و از [ نوشتن ] خوددارى كرد ؛ و خداوند از انجام كارى جز آنچه مقدر كرده است ابا دارد . « 1 » براى بسيارى از مورخان و انديشمندان اسلامى كه از بند قداست خيالى و ساخته تبليغات سوء اموى براى برخى صحابه رهيده‌اند ، دشوار است كه اين حقيقت را بپذيرند كه اسلام رهبران اين حزب به طمع آينده اسلام و اميد رسيدن به منصب‌هاى حكومتى در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و پس از ايشان بوده و نه از سر اعتقاد كامل به حقايق دين . آنان بر اين باورند كه رهبرى اين حزب با ايمان كامل به اسلام درآمد ولى نتوانست كه از روحيه حب شهرت ، جاه‌طلبى و مقام‌پرستى ، كه در كردار و رفتارش فراوان ديده مىشود خود را برهاند . اين روحيه ناشى از بيمارى دل است كه گرچه بر بسيارى از مؤمنان عارض مىشود ولى آنان را از دايرهء ايمان بيرون نمىبرد . اين انديشمند براى تأييد نظريه‌اش عنوان مىكند كه در بسيارى از خطاب‌هاى قرآنى منافقان و افراد بيماردل در يك رديف آمده‌اند . « 2 » ولى تمايز ميان اين دو گروه در مقام تعريف كاملًا روشن است ، به اين معنا كه

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 97 . ( 2 ) - مانند اين فرمودهء خداى متعال : « وَ اذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الَّا غُرُوراً » ( وهنگامى كه منافقان و كسانى كه در دل‌هاىشان بيمارى است مىگفتند : « خدا و فرستاده‌اش جز فريب به ما وعده‌اى ندادند » ( احزاب ( 32 ) ، آيهء 12 ) . و اين آيه شريفه كه مىفرمايد : « إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤِلاءِ دينُهُمْ » آن گاه كه منافقان و كسانى كه در دل‌هايشان بيمارى بود مىگفتند : « اينان [ مؤمنان ] را دينشان فريفته است » ( انفال ( 8 ) ، آيهء 49 ) .